خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و سودا به معشوق سخن میگوید. او از تأثیر نگاه معشوق بر تقوا، ناشادی از عشق لعل لب او، و نقش شیرین در دل فرهاد یاد میکند. همچنین، شاعر از کشش معشوق و تأثیر آن بر خودش صحبت میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و اشارات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۹۸ - دل، سیه مست به سودای تو از جا رفته
دل، سیه مست به سودای تو از جا رفته
از نگاه تو چها بر سر تقوا رفته ۱
هرکس از لعل توکام دل ناشادگرفت
چارهٔ ماست که از یاد مسیحا رفته ۲
نتواند که رود از دل فرهاد برون
نقش شیرین اگر از صفحه خارا رفته ۳
گرد راهش بود از نکهت گل مشکینتر
هرکه از جلوه رخسار تو از جا رفته ۴
کشش اوست که ما را برد از خویش حزین
شبنم از جذبه خورشید به بالا رفته ۵
از نگاه تو چها بر سر تقوا رفته ۱
هرکس از لعل توکام دل ناشادگرفت
چارهٔ ماست که از یاد مسیحا رفته ۲
نتواند که رود از دل فرهاد برون
نقش شیرین اگر از صفحه خارا رفته ۳
گرد راهش بود از نکهت گل مشکینتر
هرکه از جلوه رخسار تو از جا رفته ۴
کشش اوست که ما را برد از خویش حزین
شبنم از جذبه خورشید به بالا رفته ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹۷ - تا رفته از نظر، ز تنم جان برآمده
گوهر بعدی:شماره ۷۹۹ - تیغت از فرق مبتلا رفته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.