خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر از درد عشق، رنجهای روحی و جسمی ناشی از آن است. شاعر از غم و اندوهی میگوید که بر او چیره شده و وجودش را تحت تأثیر قرار داده است. او از جفای زمانه و آلام عشق سخن میگوید و با تصاویر شعری مانند «یوسف صفت غمم» و «تیغ او» به زیبایی این احساسات را به تصویر میکشد.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
شماره ۷۹۷ - تا رفته از نظر، ز تنم جان برآمده
تا رفته از نظر، ز تنم جان برآمده
شرمندهام که در غمش آسان برآمده ۱
از پیچ وتاب عشق ندارم شکایتی
دل در شکنج طره پیچان برآمده ۲
یوسف صفت غمم ز جفای زمانه نیست
گلگونه ام به سیلی اخوان برآمده ۳
از تیغ او مرا تن صدپاره خوش نماست
چون گل تنم به زخم نمایان برآمده ۴
نگذاشته ست در جگرم داغ عشق نم
خونابه ای به کاوش مژگان برآمده ۵
در تنگنای شهر چه سان وا شوم حزین ؟
دیوانهام به کوه و بیابان برآمده ۶
شرمندهام که در غمش آسان برآمده ۱
از پیچ وتاب عشق ندارم شکایتی
دل در شکنج طره پیچان برآمده ۲
یوسف صفت غمم ز جفای زمانه نیست
گلگونه ام به سیلی اخوان برآمده ۳
از تیغ او مرا تن صدپاره خوش نماست
چون گل تنم به زخم نمایان برآمده ۴
نگذاشته ست در جگرم داغ عشق نم
خونابه ای به کاوش مژگان برآمده ۵
در تنگنای شهر چه سان وا شوم حزین ؟
دیوانهام به کوه و بیابان برآمده ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹۶ - مطلوب در لباس طلبکار آمده
گوهر بعدی:شماره ۷۹۸ - دل، سیه مست به سودای تو از جا رفته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.