خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از معشوق خود به عنوان منبع الهام و حیات یاد میکند. او از تأثیرات معشوق بر طبیعت و زندگی خود سخن میگوید و احساسات عمیق خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۸۷ - آب و رنگی به چمن فیض گلستان تو داد
آب و رنگی به چمن فیض گلستان تو داد
غنچه را جام شکفتن، لب خندان تو داد ۱
بامدادان نکنم پاره گریبان، چه کنم؟
سینه ی صبح نشانی ز گریبان تو داد ۲
عمرها در طلب چشمهٔ حیوان بودم
خضر شد خط و سراغم به زنخدان تو داد ۳
خنده بر صبح زدی عشرت هر روزهٔ من
سر به جانم غم عالم، شب هجران تو داد ۴
کرده سرمست زلالی می ریحانی تو
نم فیضی به سفالم خط ریحان تو داد ۵
شور سودا به سرم زلف پریشان تو ریخت
پیچ و تابی به سرم ، طرّه پیچان تو داد ۶
می دمد از قلمت صور سرافیل حزین
محشر، آشوب خود امروز به دیوان تو داد ۷
غنچه را جام شکفتن، لب خندان تو داد ۱
بامدادان نکنم پاره گریبان، چه کنم؟
سینه ی صبح نشانی ز گریبان تو داد ۲
عمرها در طلب چشمهٔ حیوان بودم
خضر شد خط و سراغم به زنخدان تو داد ۳
خنده بر صبح زدی عشرت هر روزهٔ من
سر به جانم غم عالم، شب هجران تو داد ۴
کرده سرمست زلالی می ریحانی تو
نم فیضی به سفالم خط ریحان تو داد ۵
شور سودا به سرم زلف پریشان تو ریخت
پیچ و تابی به سرم ، طرّه پیچان تو داد ۶
می دمد از قلمت صور سرافیل حزین
محشر، آشوب خود امروز به دیوان تو داد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۶ - باد صبا فسانهٔ زلف تو ساز کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۸ - سبزه دور از تو، مغیلان به نظر می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.