خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حزین لاهیجی، غم و اندوه ناشی از دوری از معشوق و ناآرامیهای دوران را بیان میکند. شاعر با تصاویری مانند سبزهٔ مغیلان، غنچهٔ پیکان، و زلف پریشان ایام، احساسات خود را از بیقراری و رسوایی عشقش به تصویر میکشد.
متن دارای مضامین عاشقانه و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رسوایی و پریشانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد.
شماره ۴۸۸ - سبزه دور از تو، مغیلان به نظر می آید
سبزه دور از تو، مغیلان به نظر می آید
غنچه بی روی تو پیکان، به نظر می آید ۱
شده رسوایی ما، پردهٔ عریانی ما
سینهٔ چاک، گریبان به نظر می آید ۲
دل از آسایش دوران نشود جمع مرا
زلف ایام، پریشان به نظر می آید ۳
پرده حسن شده بر رخ مقصود نقاب
این چو از دیده رود، آن به نظر می آید ۴
نگذری سرسری از دفتر ایجاد حزین
مشکل آنجاست که آسان به نظر می آید ۵
غنچه بی روی تو پیکان، به نظر می آید ۱
شده رسوایی ما، پردهٔ عریانی ما
سینهٔ چاک، گریبان به نظر می آید ۲
دل از آسایش دوران نشود جمع مرا
زلف ایام، پریشان به نظر می آید ۳
پرده حسن شده بر رخ مقصود نقاب
این چو از دیده رود، آن به نظر می آید ۴
نگذری سرسری از دفتر ایجاد حزین
مشکل آنجاست که آسان به نظر می آید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۷ - آب و رنگی به چمن فیض گلستان تو داد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۹ - خرامد یار من مستانه هر راهی دچار آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.