خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، طبیعت و احساسات عمیق خود سخن میگوید. عناصری مانند باد صبا، زلف یار، می نوشیدن و ناله مرغان به کار رفتهاند تا حالات عاشقانه و شوریدگی شاعر را بیان کنند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارند.
شماره ۴۸۶ - باد صبا فسانهٔ زلف تو ساز کرد
باد صبا فسانهٔ زلف تو ساز کرد
پیغام آشنا، شب ما را دراز کرد ۱
گردید قسمتم ز ازل عشق شعله خو
ساقی مرا به جرعهٔ می جانگداز کرد ۲
افزون شد از بهار خطت، شور عاشقان
نیرنگ باغ، نالهٔ مرغان دراز کرد ۳
گویا لبالب از می عجز و نیاز بود
پیمانه ای که چشم تو را مست ناز کرد ۴
مگشای لب به قصهٔ راز نهان حزین
نتوان حدیث شوق به عمر دراز کرد ۵
پیغام آشنا، شب ما را دراز کرد ۱
گردید قسمتم ز ازل عشق شعله خو
ساقی مرا به جرعهٔ می جانگداز کرد ۲
افزون شد از بهار خطت، شور عاشقان
نیرنگ باغ، نالهٔ مرغان دراز کرد ۳
گویا لبالب از می عجز و نیاز بود
پیمانه ای که چشم تو را مست ناز کرد ۴
مگشای لب به قصهٔ راز نهان حزین
نتوان حدیث شوق به عمر دراز کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۵ - ننگ در عشق و جنون نام مرا عالی کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۷ - آب و رنگی به چمن فیض گلستان تو داد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.