خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام و درد دل شاعر نسبت به معشوق سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق شکایت دارد و میگوید که با وجود رنجهایش، معشوق به او توجهی نمیکند. شعر همچنین به زیبایی و برتری معشوق اشاره دارد و شاعر آرزو میکند که دوباره مورد توجه قرار گیرد.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۰۰۶ - چرا به تحفه دردم همیشه ننوازی
چرا به تحفه دردم همیشه ننوازی
به ناز و شیوه نسوزی مرا و نگداری ۱
خس توایم همه کار خس چه باشد سوز
نو آتشی و توانی که کار ما سازی ت ۲
بدست نیغ تو کار جراحت دل ریش
مام نا شده خواهم که از سر آغازی ۳
به زیر پا شکند هرچه افتد این عجیبست
که بشکنه دلم از زیر پا نیندازی ۴
نبرد دست به زلفت صبا به بازی نیز
حریف زیر برست و نمی خورد بازی ۵
اگر چه سرور بستان صنوبر آمد و سرو
ترا رسد بسر سروران سرافرازی ۶
کمال باز گزیدی هوای قامت بار
بدت میاد که مرغ بلند پروازی ۷
به ناز و شیوه نسوزی مرا و نگداری ۱
خس توایم همه کار خس چه باشد سوز
نو آتشی و توانی که کار ما سازی ت ۲
بدست نیغ تو کار جراحت دل ریش
مام نا شده خواهم که از سر آغازی ۳
به زیر پا شکند هرچه افتد این عجیبست
که بشکنه دلم از زیر پا نیندازی ۴
نبرد دست به زلفت صبا به بازی نیز
حریف زیر برست و نمی خورد بازی ۵
اگر چه سرور بستان صنوبر آمد و سرو
ترا رسد بسر سروران سرافرازی ۶
کمال باز گزیدی هوای قامت بار
بدت میاد که مرغ بلند پروازی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۵ - تو سروی و گل خندان همانکه میدانی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۷ - چرا هر دم از پیش ما میگریزی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.