خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. در آن از زیباییهای معشوق، شرم و حیا، آرزوهای جانسوز، درد فراق و تأثیر نگاه معشوق بر جان ضعیفان سخن گفته شده است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۰۰۵ - تو سروی و گل خندان همانکه میدانی
تو سروی و گل خندان همانکه میدانی
رخ نو شمع و شبستان همانکه میدانی ۱
نماز شام تو پیدا شدی و شد فی الحال
ز شرم روی تو پنهان همانکه میدانی ۲
اب تو آرزوی جان مردم است و مرا
از آن لب آرزوی جان همانکه میدانی ۳
اگر بوصل مداوای ریش دل نکنی
رود ز دیدۂ گریان همانکه میدانی ۴
گر به غمزه کی سعی ناوک اندازی
رسد به جان ضعیفان همانکه میدانی ۵
مگر به باغ ز پیراهنت نسیمی رفت
که پاره کرد گریبان همانکه میدانی ۶
دل کمال بویت همین که رفت از دست
روان شد از عقب آن همانکه می دانی ۷
رخ نو شمع و شبستان همانکه میدانی ۱
نماز شام تو پیدا شدی و شد فی الحال
ز شرم روی تو پنهان همانکه میدانی ۲
اب تو آرزوی جان مردم است و مرا
از آن لب آرزوی جان همانکه میدانی ۳
اگر بوصل مداوای ریش دل نکنی
رود ز دیدۂ گریان همانکه میدانی ۴
گر به غمزه کی سعی ناوک اندازی
رسد به جان ضعیفان همانکه میدانی ۵
مگر به باغ ز پیراهنت نسیمی رفت
که پاره کرد گریبان همانکه میدانی ۶
دل کمال بویت همین که رفت از دست
روان شد از عقب آن همانکه می دانی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۴ - نو درد نداری و رخ زرد نداری
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۶ - چرا به تحفه دردم همیشه ننوازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.