خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که در آن شاعر از فرار کردن معشوق از عاشق شکایت میکند و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند گریزیدن گل از باد صبا، این احساس را بیان میکند. شاعر از معشوق میپرسد چرا از او میگریزد و این گریزیدن را با مثالهای مختلف توصیف میکند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و استفاده از صنایع ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیقتر احساسات و مضامین شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۰۰۷ - چرا هر دم از پیش ما میگریزی
چرا هر دم از پیش ما میگریزی
شهی از گدایان چرا میگریزی ۱
به بخیلی مگر ای بخوبی توانگر
که از عاشق بینوا میگریزی ۲
چرانی چرا از دعاگو گریزانت
بلانی بلا از دعا میگریزی ۳
و آن تازه برگ گلی کز لطافت
از آسیب باد صبا میگریزی ۴
اگر او میگریزد ز چشم ای خیالش
نو بگریز بینم کجا میگریزی ۵
کمال ار به او میگریزی ز چشمش
از یک فتنه در صد بلا میگریزی ۶
شهی از گدایان چرا میگریزی ۱
به بخیلی مگر ای بخوبی توانگر
که از عاشق بینوا میگریزی ۲
چرانی چرا از دعاگو گریزانت
بلانی بلا از دعا میگریزی ۳
و آن تازه برگ گلی کز لطافت
از آسیب باد صبا میگریزی ۴
اگر او میگریزد ز چشم ای خیالش
نو بگریز بینم کجا میگریزی ۵
کمال ار به او میگریزی ز چشمش
از یک فتنه در صد بلا میگریزی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۶ - چرا به تحفه دردم همیشه ننوازی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۸ - چشم شوخ و دل سنگین بر سیمین داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.