خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از عشق و دلبستگی خود سخن میگوید، از درد فراق مینالد و آرزوی دیدار معشوق را دارد. شاعر از تأثیر عمیق معشوق بر زندگی خود میگوید و از او میخواهد که لحظهای به او توجه کند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای ادبی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، این شعر نیاز به درک نسبی از ادبیات کلاسیک دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد توسعه مییابد.
شماره ۸۹۶ - ای نور دیده را نگرانی بسوی تو
ای نور دیده را نگرانی بسوی تو
جانا تعلقیست دلم را بکوی تو ۱
گر دیگران ز وصل تو درمان طلب کنند
ما را بس است درد تو و آرزوی تو ۲
چشم جهان به ماه رخت دین سالهاست
بگذشت روز ما و ندیدست روی تو ۳
از رهگذار بار چه برخیزد ار دمی
دل را گشایشی رسد از بند موی تو ۴
با ما دمی برآر که جان غریب ما
ماندست در بدن متعلق ببویه تو ۵
بنشین دمی بجوی دل ما که سالها
ننشسته ایم بکنفس از جست و جوی تو ۶
گونی حکایتی زلبش گفته کمال
کاب حیات میچکد از گفتگوی تو ۷
جانا تعلقیست دلم را بکوی تو ۱
گر دیگران ز وصل تو درمان طلب کنند
ما را بس است درد تو و آرزوی تو ۲
چشم جهان به ماه رخت دین سالهاست
بگذشت روز ما و ندیدست روی تو ۳
از رهگذار بار چه برخیزد ار دمی
دل را گشایشی رسد از بند موی تو ۴
با ما دمی برآر که جان غریب ما
ماندست در بدن متعلق ببویه تو ۵
بنشین دمی بجوی دل ما که سالها
ننشسته ایم بکنفس از جست و جوی تو ۶
گونی حکایتی زلبش گفته کمال
کاب حیات میچکد از گفتگوی تو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۵ - ای کاش رفتمی چو صبا در حریم تو
گوهر بعدی:شماره ۸۹۷ - بی لب ساقی مرا می فرود در گلو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.