خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق به معشوق، نوشیدن شراب به عنوان نماد عشق الهی، و دوری از تظاهر و ریا سخن میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند صبر، وفاداری، و ستایش دوست دارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و استعاری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به شراب و مفاهیم عاشقانه ممکن است نیاز به درک بالاتری داشته باشد.
شماره ۸۹۷ - بی لب ساقی مرا می فرود در گلو
بی لب ساقی مرا می فرود در گلو
نقل ومی آن شما باد کلوا و اشربو ۱
پیر مغان گویدم باده بخور هم ببر
باده کجا میبرم با لب او کرده خو ۲
محتسب خم شکن گر کدویی میشکست
من شکنم هم سرش گرچه کم است از کدو ۳
چون بکشی خوان حسن لب ز نظرها بپوش
ورنه گدایان کنند از پی حلوا غلو ۴
تا بنهم پیش تو هر قدمی را سری
سایه سر من بساخت روز وصال تو دو ۵
گر بکشم زلف تو فکر زبدگو مکن
من چو نگفتم بکس هرچه شنیدم ز تو ۶
دوست تر از هرچه هست صحبت بارست آه
در همه عالم کمال دوست کجا بار کو ۷
نقل ومی آن شما باد کلوا و اشربو ۱
پیر مغان گویدم باده بخور هم ببر
باده کجا میبرم با لب او کرده خو ۲
محتسب خم شکن گر کدویی میشکست
من شکنم هم سرش گرچه کم است از کدو ۳
چون بکشی خوان حسن لب ز نظرها بپوش
ورنه گدایان کنند از پی حلوا غلو ۴
تا بنهم پیش تو هر قدمی را سری
سایه سر من بساخت روز وصال تو دو ۵
گر بکشم زلف تو فکر زبدگو مکن
من چو نگفتم بکس هرچه شنیدم ز تو ۶
دوست تر از هرچه هست صحبت بارست آه
در همه عالم کمال دوست کجا بار کو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۶ - ای نور دیده را نگرانی بسوی تو
گوهر بعدی:شماره ۸۹۸ - چاره کس نکند غمزه خونخواره تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.