خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. او از دوری و حسرت معشوق مینالد، از نگاههای بیپاسخ و رنجهای عاشقی سخن میگوید، و در عین حال، به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند. شاعر از درد دل و سوختگی میگوید و حتی خود را بیگنه میداند در حالی که معشوق او را میآزارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'ز خون کشتگان' و 'سوخته ماه و زهره' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۷۴۸ - شب که ز حسرت رخت چشم به ماه کرده ام
شب که ز حسرت رخت چشم به ماه کرده ام
سوخته ماه و زهره را سینه چو آه کرده ام ۱
در خور تیغ دیده ام پیش تو فرق خویش را
از تو به آفتاب اگر نیز نگاه کرده ام ۲
گر چه ز خون کشتگان گشت رقیب سرخ روی
باز منش به درد دل روی سیاه کرده ام ۳
ناصع اگر به بینیم روی به خاک راه او
هیچ مگوی کز تو به روی به راه کرده ام ۴
بود همیشه جان من رسم تو بی گنه کشی
هیچ نمی کشی مرا من چه گناه کرده ام ۵
خط چو دید بر رخت مهر دلم زیاده شد
نام خطت به آن سببه مهر گیاه کرده ام ۶
آنچه کمال از آن دو رخ کرد بیان درین غزل
سهل مبین که فکر آن من بدو ماه کرده ام ۷
سوخته ماه و زهره را سینه چو آه کرده ام ۱
در خور تیغ دیده ام پیش تو فرق خویش را
از تو به آفتاب اگر نیز نگاه کرده ام ۲
گر چه ز خون کشتگان گشت رقیب سرخ روی
باز منش به درد دل روی سیاه کرده ام ۳
ناصع اگر به بینیم روی به خاک راه او
هیچ مگوی کز تو به روی به راه کرده ام ۴
بود همیشه جان من رسم تو بی گنه کشی
هیچ نمی کشی مرا من چه گناه کرده ام ۵
خط چو دید بر رخت مهر دلم زیاده شد
نام خطت به آن سببه مهر گیاه کرده ام ۶
آنچه کمال از آن دو رخ کرد بیان درین غزل
سهل مبین که فکر آن من بدو ماه کرده ام ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۷ - شاه مرغانم سوی تخت سلیمان می پرم
گوهر بعدی:شماره ۷۴۹ - شبی که بی رخ آن شمع مه جبین باشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.