خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر خود را مانند پرندهای میداند که به سوی تخت سلیمان پرواز میکند و عشق را صید خود مینامد. او از ژندهپوشی و بیتوجهی به ظاهر سخن میگوید و اشاره میکند که نقاشان چین از پیکرش نسخهبرداری کردهاند. شاعر خود را روشندل و دارای آیت نور سماوات میداند و برخلاف دیگران که به مال و منال دل بستهاند، او به ملک نیستی و معنویت روی آورده است. در نهایت، او خود را در میان اهل عرفان نماینده کمال میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به شناخت اولیه از ادبیات عرفانی و شعر کلاسیک دارد.
شماره ۷۴۷ - شاه مرغانم سوی تخت سلیمان می پرم
شاه مرغانم سوی تخت سلیمان می پرم
صید من عشق است و دل پیر و عنایت رهبرم ۱
صورت ما نا بدلی ژنده پوشان شد بدل
نسخه ها بردند نقاشان چین از پیکرم ۲
بی خط و کلک و ورق روشندلان بر خوانده اند
آیت نور السماوات از ضمیر انورم ۳
دیگران جان میکنند از حسرت مال و منال
من به ملک نیستی امروز جان می پرورم ۴
تا حمایت یافتم اندر جوار مصلحت
در میان اهل عرفان من کمال مظهرم ۵
صید من عشق است و دل پیر و عنایت رهبرم ۱
صورت ما نا بدلی ژنده پوشان شد بدل
نسخه ها بردند نقاشان چین از پیکرم ۲
بی خط و کلک و ورق روشندلان بر خوانده اند
آیت نور السماوات از ضمیر انورم ۳
دیگران جان میکنند از حسرت مال و منال
من به ملک نیستی امروز جان می پرورم ۴
تا حمایت یافتم اندر جوار مصلحت
در میان اهل عرفان من کمال مظهرم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۶ - سر که بر پای تو بنهادم از آن بردارم
گوهر بعدی:شماره ۷۴۸ - شب که ز حسرت رخت چشم به ماه کرده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.