خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، گوینده از غم و درد دل خود میگوید و پاسخهای مبهم و ناامیدکنندهای دریافت میکند که نشاندهنده بیپاسخی و تنهایی اوست.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، فضای غمگین و انتزاعی آن نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۳ - گفتم چه کند دفع غمم گفت که می
گفتم چه کند دفع غمم گفت که می
گفتم چه زند راه دلم گفت که نی ۱
گفتم که تو داری دل من گفت که کو
گفتم ز غمت جان بدهم گفت که کی ۲
گفتم چه زند راه دلم گفت که نی ۱
گفتم که تو داری دل من گفت که کو
گفتم ز غمت جان بدهم گفت که کی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - گفتم چشمم گفت مگر بی بصری
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - گفتم قمرت گفت به چشمش گردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.