خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، گوینده با مخاطب خود گفتوگویی شاعرانه دارد. هر بار که گوینده چیزی میگوید، مخاطب پاسخهایی کنایهآمیز و معنادار میدهد که نشاندهنده بیاعتنایی یا طعنه است. در نهایت، گوینده احساس میکند که وجودش نادیده گرفته شده است.
این متن دارای مفاهیم کنایهآمیز و عاطفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیقتر معانی شاعرانه و عاشقانه آن نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۴ - گفتم قمرت گفت به چشمش گردی
گفتم قمرت گفت به چشمش گردی
گفتم شکرت گفت به چشمش خوردی ۱
گفتم بازآ گفت که باز آرودی
گفتم مردم گفت کنون جان بردی ۲
گفتم شکرت گفت به چشمش خوردی ۱
گفتم بازآ گفت که باز آرودی
گفتم مردم گفت کنون جان بردی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - گفتم چه کند دفع غمم گفت که می
بعدی:مفردات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.