خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، گوینده با اعضای مختلف بدن و قوای درونی خود (چشم، جان، عقل و تن) گفتگو میکند و هر کدام پاسخهایی حاکی از ناتوانی یا درد دارند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد.
شماره ۴۲ - گفتم چشمم گفت مگر بی بصری
گفتم چشمم گفت مگر بی بصری
گفتم جانم گفت ز دستم نبری ۱
گفتم عقلم گفت که بر عقل مخند
گفتم که تنم گفت که بر تن بگری ۲
گفتم جانم گفت ز دستم نبری ۱
گفتم عقلم گفت که بر عقل مخند
گفتم که تنم گفت که بر تن بگری ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - گفتم جانا گفت بگو گر مردی
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - گفتم چه کند دفع غمم گفت که می
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.