خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از عناصر طبیعت مانند نسیم، خاک، سایه و باد برای بیان احساسات شاعر استفاده میکند. شاعر از عشق، رنجهای آن، ضعف و آرزوهایش سخن میگوید و از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود مینالد. همچنین، اشارهای به مفاهیمی مانند صبر، رنج و پذیرش تقدیر دارد.
این شعر دارای مفاهیم عاطفی عمیق و گاه پیچیده است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و فلسفی آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۳۷۳ - چرا نسیم صبا خاک پاش میسپرد
چرا نسیم صبا خاک پاش میسپرد
چه دیدهاست برو زیر پا نمینگرد ۱
از سایه مگس آن رخ چو میبرد آزار
بپوش گو لب شیرین کز آن طرف نپرد ۲
ز ضعف گشت خیالی بد آن هوس تن من
که باد یک سحر آنجا خیال من ببرد ۳
زیر پا چو شکستی دلم برید ز جان
هر آبگینه که در پای بشکنی ببرد ۴
ز حسنت ار ورقی میشمرد گل خود را
تمام شد ورق او دگر چه میشمرد ۵
بگفت از سر زلفم دلت چرا نگذشت
شبست تیره و راه درازه چون گذرد ۶
اگر ز ب نفرستی به غم نصیب کمال
هزار لقمه کسی بی نمک چگونه خورد ۷
چه دیدهاست برو زیر پا نمینگرد ۱
از سایه مگس آن رخ چو میبرد آزار
بپوش گو لب شیرین کز آن طرف نپرد ۲
ز ضعف گشت خیالی بد آن هوس تن من
که باد یک سحر آنجا خیال من ببرد ۳
زیر پا چو شکستی دلم برید ز جان
هر آبگینه که در پای بشکنی ببرد ۴
ز حسنت ار ورقی میشمرد گل خود را
تمام شد ورق او دگر چه میشمرد ۵
بگفت از سر زلفم دلت چرا نگذشت
شبست تیره و راه درازه چون گذرد ۶
اگر ز ب نفرستی به غم نصیب کمال
هزار لقمه کسی بی نمک چگونه خورد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۲ - بشیوه پسته و بادام تو یکی ز شکر
گوهر بعدی:شماره ۳۷۴ - چشمت به سعی غمزه در فتنه باز کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.