خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق ناکام، رنجهای عاشقانه و یادآوری خاطرات تلخ و شیرین سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق، تلاشهای بیثمر و غمهای عاشقانه مینالد، اما در عین حال، عشق را ارزشمند میداند و امید به دیدار دوباره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که درک آنها برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابلدرک نباشد.
شماره ۳۰۲ - آنکه هرگز سوی من چشم رضائی نگشاد
آنکه هرگز سوی من چشم رضائی نگشاد
یارب از چشم بد خلق گزندش مرساد ۱
مرحبانی طعم بود ازو در همه عمر
سعی بسیار نمودم ولی دست نداد ۲
سالها رفت که خالی نیم از یاد کسی
که نباید همه عمرش ز من دلشده باد ۳
آید آن روز که خواهد لب شیرین ای دل
عذر آن داغ که بر سینه فرهاد نهاد ۴
من ز دست غم او گر چه فتادم از پای
هیچ کاری به جهان خوشتر ازینم نفتاد ۵
دل هلال تن خود خواست غمش آمد و گفت
مخور این غم که منت زود رسانم بمراد ۶
دوش میگفت فراق رخ جانان به کمال
که هنوزت رمقی هست ز جان شرمت باد ۷
یارب از چشم بد خلق گزندش مرساد ۱
مرحبانی طعم بود ازو در همه عمر
سعی بسیار نمودم ولی دست نداد ۲
سالها رفت که خالی نیم از یاد کسی
که نباید همه عمرش ز من دلشده باد ۳
آید آن روز که خواهد لب شیرین ای دل
عذر آن داغ که بر سینه فرهاد نهاد ۴
من ز دست غم او گر چه فتادم از پای
هیچ کاری به جهان خوشتر ازینم نفتاد ۵
دل هلال تن خود خواست غمش آمد و گفت
مخور این غم که منت زود رسانم بمراد ۶
دوش میگفت فراق رخ جانان به کمال
که هنوزت رمقی هست ز جان شرمت باد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۱ - آن شهسوار خویان بارب چه نام دارد
گوهر بعدی:شماره ۳۰۳ - آن به ز بتان گوی لطافت به ذقن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.