خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عاشقانه خود میگوید و بیان میکد که تنها خداوند از حال درونی او آگاه است. او از سوزش عشق و غم فراق سخن میگوید و اشاره میکند که حتی در بیخودی ناشی از عشق، هزاران نشاه و سرمستی وجود دارد که حسادتبرانگیز است.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی مفاهیم مانند 'بیخودی' و 'غم فراق' نیاز به درک عاطفی بالاتری دارند.
شماره ۳۲ - کسی کجا خبر از حال زار من دارد؟
کسی کجا خبر از حال زار من دارد؟
خبر ز حال دلم کردگار من دارد ۱
خوشم چو شمع، اگر سوزدم وگر سازد
غم تو هرچه کند اختیار من دارد ۲
فزود بیخودیام بس که از خیال وصال
هزار نشاه، حسد بر خمار دارد ۳
خبر ز حال دلم کردگار من دارد ۱
خوشم چو شمع، اگر سوزدم وگر سازد
غم تو هرچه کند اختیار من دارد ۲
فزود بیخودیام بس که از خیال وصال
هزار نشاه، حسد بر خمار دارد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱ - به من خدنگ ترا سر فرو نمیآید
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - از چاک دلم خنده غمآلود برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.