خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و اندوه درونی خود سخن میگوید و با وجود درد، به دنبال آرامش و نزدیکی به معشوق است. او از زندگی گذرا و بیثباتی آن میگوید و امیدوار است که با حضور معشوق، نفسی تازه کند. همچنین، اشارهای به مقصد و هدف در زندگی دارد که تنها با تلاش و پشتکار قابل دستیابی است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و مفاهیم فلسفی درباره زندگی و مرگ است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۳ - از چاک دلم خنده غمآلود برآید
از چاک دلم خنده غمآلود برآید
آری، که ز ماتمکده خشنود برآید؟ ۱
من صبح و تو خورشید چو خواهی که نمانم
نزدیکتر آ، تا نفسم زود برآید ۲
نقش قدم ناقه بود کوکب مسعود
آن را که درین بادیه مقصود برآید ۳
آری، که ز ماتمکده خشنود برآید؟ ۱
من صبح و تو خورشید چو خواهی که نمانم
نزدیکتر آ، تا نفسم زود برآید ۲
نقش قدم ناقه بود کوکب مسعود
آن را که درین بادیه مقصود برآید ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲ - کسی کجا خبر از حال زار من دارد؟
گوهر بعدی:شماره ۳۴ - به گرد خویش، هجوم غزال میبینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.