خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از ناتوانی و تلخی زندگی خود میگوید و بیان میکند که حتی تلاشهایش نیز به نتیجه نمیرسد. او از ناکامیها و دشواریهای زندگی خود شکایت دارد.
محتوا شامل مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان تلخیهای زندگی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۱ - به من خدنگ ترا سر فرو نمیآید
به من خدنگ ترا سر فرو نمیآید
منش به جان روم از پی گر او نمیآید ۱
ز تلخعیشی پیمانه میتوان دانست
که هیچکار ز دست سبو نمیآید ۲
منش به جان روم از پی گر او نمیآید ۱
ز تلخعیشی پیمانه میتوان دانست
که هیچکار ز دست سبو نمیآید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - تا ز گشت گلشن آن آشوب دلها یاد کرد
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - کسی کجا خبر از حال زار من دارد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.