خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از عشق، رنج‌های عاشقانه، و تضادهای احساسی سخن می‌گوید. در آن، بلبل و قمری نماد عشق و آزادی هستند، در حالی که خنجر و تیغ نشان‌دهنده رنج و دشمنی‌اند. شاعر به عشق دیوانه‌وار و ویرانی‌های ناشی از آن اشاره می‌کند و در نهایت، از آبادانی کعبه به عنوان نمادی از امید و رستگاری یاد می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مضامین احساسی سنگین، مناسب سنین بالاتر است.

مشاهده کامل

شماره ۳۰ - تا ز گشت گلشن آن آشوب دلها یاد کرد

تا ز گشت گلشن آن آشوب دلها یاد کرد
بلبل از گل گشت و قمری سرو را آزاد کرد ۱

تیغ بر دشمن کشید و دوستداران را ز رشک
بر بدن، هر موی کار خنجر فولاد کرد ۲

عاشق دیوانه را سودای معموری بلاست
هرکه ویران کرد ما را، کعبه را آباد کرد ۳
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) قالب: غزل/قصیده/قطعه تعداد ابیات: ۳ ۳۵۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹ - سنگ در کارست تا دیوانه پیدا می‌شود
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - به من خدنگ ترا سر فرو نمی‌آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.