خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و افتادگی در راه آن سخن میگوید. او خود را از عاشقانی میداند که زمین و آسمان زیر پایشان است و عشق را میان آسمان و زمین توصیف میکند. همچنین از اشکها و رنجهای عاشقی یاد میکند و اشاره میکند که عمری است با نیکان آشناست ولی دلش بارها شکسته است.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۲۰ - من نمیگویم به چشمم نه قدم، یا بر زمین
من نمیگویم به چشمم نه قدم، یا بر زمین
چشم من فرش است هرجا مینهی پا بر زمین ۱
کشتی چشم تر من بود با دریا قدر
اشک زور آورد، آمد پشت دریا بر زمین ۲
زیر پای عاشقان باشد زمین و آسمان
عشق را یک پای بر عرش است و یک پا بر زمین ۳
جای برگردون بود افتادگان عشق را
من هم از افتادگان عشقم، اما بر زمین ۴
عمرها شد کشتی من با نکویان آشناست
دل ز دست هر یکی افتاده صد جا بر زمین ۵
چشم من فرش است هرجا مینهی پا بر زمین ۱
کشتی چشم تر من بود با دریا قدر
اشک زور آورد، آمد پشت دریا بر زمین ۲
زیر پای عاشقان باشد زمین و آسمان
عشق را یک پای بر عرش است و یک پا بر زمین ۳
جای برگردون بود افتادگان عشق را
من هم از افتادگان عشقم، اما بر زمین ۴
عمرها شد کشتی من با نکویان آشناست
دل ز دست هر یکی افتاده صد جا بر زمین ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۹ - خموش میکند دلیر تماشای ماه من
گوهر بعدی:شماره ۴۲۱ - میشود هر دم پریشان زلف بر رخسار او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.