خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد فراق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید. او از اشکهای خونین، شبهای بیقراری و آتش عشق در دل خود میگوید و تأثیرات عمیق این عشق را بر زندگی خود توصیف میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'اشک خونین' و 'آتش عشق' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۴۱۸ - چرخ چون کشتی رود بر روی آب از چشم من
چرخ چون کشتی رود بر روی آب از چشم من
خانه ناموس طوفان شد خراب از چشم من ۱
بس که از دیدار خود محروم میخواهد مرا
بگذرد شبها خیالش در نقاب از چشم من ۲
شعله خون آلوده آید از دل اخگر برون
گر به روی آتش افشانند آب از چشم من ۳
گر نه سودای گل روی تو میپختم، چرا
دوش میآمد به جای خون، گلاب از چشم من؟ ۴
روز و شب روی تو دارم در نظر، نبود عجب
گر که جای اشک ریزد آفتاب از چشم من ۵
دیده پرخون برون آید به جای گل ز شاخ
گر به گلشن قطره افشاند سحاب از چشم من ۶
گریهام شد مانع نظّاره، روز وصل هم
تا به کی نظّاره باشد در عذاب از چشم من؟ ۷
گر کنم قدسی در آتش جای با این اشک گرم
شعله گردد در دل اخگر کباب از چشم من ۸
خانه ناموس طوفان شد خراب از چشم من ۱
بس که از دیدار خود محروم میخواهد مرا
بگذرد شبها خیالش در نقاب از چشم من ۲
شعله خون آلوده آید از دل اخگر برون
گر به روی آتش افشانند آب از چشم من ۳
گر نه سودای گل روی تو میپختم، چرا
دوش میآمد به جای خون، گلاب از چشم من؟ ۴
روز و شب روی تو دارم در نظر، نبود عجب
گر که جای اشک ریزد آفتاب از چشم من ۵
دیده پرخون برون آید به جای گل ز شاخ
گر به گلشن قطره افشاند سحاب از چشم من ۶
گریهام شد مانع نظّاره، روز وصل هم
تا به کی نظّاره باشد در عذاب از چشم من؟ ۷
گر کنم قدسی در آتش جای با این اشک گرم
شعله گردد در دل اخگر کباب از چشم من ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۷ - تا به کی چون ماه در مشکین نقاب افروختن
گوهر بعدی:شماره ۴۱۹ - خموش میکند دلیر تماشای ماه من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.