خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد فراق و اشتیاق وصال معشوق است. شاعر با تصاویر زیبا مانند ماه در نقاب، اشکهای گرم و آتش عشق، حالات درونی خود را توصیف میکند. همچنین، اشارهای به میخوارگی و مستی عرفانی دارد و از غیرت و ревایت در راه عشق سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و اشاره به میخوارگی ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا دشوار باشد.
شماره ۴۱۷ - تا به کی چون ماه در مشکین نقاب افروختن
تا به کی چون ماه در مشکین نقاب افروختن
زلف یک سو کن که بیند آفتاب، افروختن ۱
بس که اشک گرم از دامان مژگان ریختم
عرف شد در عهد ما آتش ز آب افروختن ۲
هرکه از عشق منش پرسد، کند انکار، لیک
میکند خاطرنشانش در نقاب افروختن ۳
ما چو خم از باده لبریز و همان بر حال خویش
تنگ ظرفان و به یک جام شراب افروختن ۴
بی مه روی تو باشد کار ما شب تا به روز
از هجوم اشک، مژگان چون شهاب افروختن ۵
بی مه روی تو باشد کار ما شب تا به روز
از هجوم اشک، مژگان چون شهاب افروختن ۶
یافتی در بزم وصلش راه، قدسی زیبدت
آتش غیرت به جان شیخ و شاب افروختن ۷
زلف یک سو کن که بیند آفتاب، افروختن ۱
بس که اشک گرم از دامان مژگان ریختم
عرف شد در عهد ما آتش ز آب افروختن ۲
هرکه از عشق منش پرسد، کند انکار، لیک
میکند خاطرنشانش در نقاب افروختن ۳
ما چو خم از باده لبریز و همان بر حال خویش
تنگ ظرفان و به یک جام شراب افروختن ۴
بی مه روی تو باشد کار ما شب تا به روز
از هجوم اشک، مژگان چون شهاب افروختن ۵
بی مه روی تو باشد کار ما شب تا به روز
از هجوم اشک، مژگان چون شهاب افروختن ۶
یافتی در بزم وصلش راه، قدسی زیبدت
آتش غیرت به جان شیخ و شاب افروختن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۶ - سینه پیش غم جانانه چه خواهد بودن
گوهر بعدی:شماره ۴۱۸ - چرخ چون کشتی رود بر روی آب از چشم من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.