خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناامیدی و تلخیهای زندگی میگوید. او از عشق نافرجام، بدنامی، و ناکامیهایش سخن میراند و بیان میکند که هر لذتی با رنجی همراه است. این اشعار حالتی حسرتبار و غمگین دارند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی مضامین مانند ناامیدی و تلخی زندگی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۴۸ - هیچ دورانی چو عهد بیسرانجامی نبود
هیچ دورانی چو عهد بیسرانجامی نبود
حیف ازان عمری که در خونابه آشامی نبود ۱
در دل گرمم نماند افزون ز یک دوزخ شرر
هرگزم در عشق خوبان دل به این خامی نبود ۲
غیرتم نگذاشت کو را شهره عالم کنم
گر نکردم خویش را رسوا، ز بدنامی نبود ۳
هیچ نوشی را ندیدم کز عقب نیشی نداشت
آزمودم، هیچ کامی همچو ناکامی نبود ۴
حیف ازان عمری که در خونابه آشامی نبود ۱
در دل گرمم نماند افزون ز یک دوزخ شرر
هرگزم در عشق خوبان دل به این خامی نبود ۲
غیرتم نگذاشت کو را شهره عالم کنم
گر نکردم خویش را رسوا، ز بدنامی نبود ۳
هیچ نوشی را ندیدم کز عقب نیشی نداشت
آزمودم، هیچ کامی همچو ناکامی نبود ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۷ - دگر بر آتش می، توبه سوختن دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۹ - ..............................
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.