خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از احساس ناامیدی، غم و اندوه ناشی از دوری و جدایی سخن میگوید. شاعر از نالههایش میگوید که امیدوار است کسی آنها را بشنود. او از عشق و تأثیر آن بر زندگی خود مینویسد و اشاره میکند که هرجا مینشیند، غم همراه اوست. همچنین، از دلبستگی به معشوق و تأثیر حضور او بر روحیه خود سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و مفاهیم ادبی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۲۰ - رنجیدن تو باعث نومیدی من شد
رنجیدن تو باعث نومیدی من شد
پیراهن امید، مرا بی تو کفن شد ۱
شاید که کسی گوش کند ناله ما هم
بایست همآواز به مرغان چمن شد ۲
معموری منزل بود از صاحب منزل
هرجا که نشستیم دمی، بیت حزن شد ۳
افکند هما سایه ولی بر سر خاکم
شد تیرگی از جامه بختم، چو کفن شد ۴
بهبودی احوال دل از سعی فلک نیست
بر گلخن اگر عشق گذر کرد، چمن شد ۵
ما را نتوان گفت مسافر که به غربت
هرجا که نشستیم به باد تو وطن شد ۶
زان دل نکنم چاک، که بیرون نروی تو
کز نکهت زلف تو دلم رشک ختن شد ۷
سودای دگر نیست میان خط و زلفش
هز فتنه که شد بر سر آن چاه ذقن شد ۸
پیراهن امید، مرا بی تو کفن شد ۱
شاید که کسی گوش کند ناله ما هم
بایست همآواز به مرغان چمن شد ۲
معموری منزل بود از صاحب منزل
هرجا که نشستیم دمی، بیت حزن شد ۳
افکند هما سایه ولی بر سر خاکم
شد تیرگی از جامه بختم، چو کفن شد ۴
بهبودی احوال دل از سعی فلک نیست
بر گلخن اگر عشق گذر کرد، چمن شد ۵
ما را نتوان گفت مسافر که به غربت
هرجا که نشستیم به باد تو وطن شد ۶
زان دل نکنم چاک، که بیرون نروی تو
کز نکهت زلف تو دلم رشک ختن شد ۷
سودای دگر نیست میان خط و زلفش
هز فتنه که شد بر سر آن چاه ذقن شد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۹ - آهم از پیچیدگی، چون رشته، تن را تاب داد
گوهر بعدی:شماره ۲۲۱ - به عزم جلوه چو آن گلعذار برخیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.