خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد عشق و جدایی مینالد. او از اشکهایش که صحرا را گلشن میکند، از سرو و نرگس که با سایه و قدم او جان میگیرند، و از سوختن خود مانند شمع سخن میگوید. شاعر همچنین به دیوانگی عشق اشاره میکند و میگوید که دود غم از خانهاش بیرون نمیرود، حتی اگر سقف آن پر از روزن شود.
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۱۹۶ - گر به صحرا بگذرم از اشک من گلشن شود
گر به صحرا بگذرم از اشک من گلشن شود
در چراغ لاله آب چشم من روغن شود ۱
سرو جان یابد به باغ، ار سایه اندازی بر او
ور قدم بر دیده نرگس نهی روشن شود ۲
سر ز بزمش تافتم چندان که خود را سوختم
سرکشی تا چند چون شمعم وبال تن شود؟ ۳
عاشق دیوانه خودداری نمیداند که چیست
هرکه شد بیگانه از خود آشنا با من شود ۴
دود غم بیرون نخواهد رفت از کاشانهام
گر سراسر سقف این غمخانه یک روزن شود ۵
در چراغ لاله آب چشم من روغن شود ۱
سرو جان یابد به باغ، ار سایه اندازی بر او
ور قدم بر دیده نرگس نهی روشن شود ۲
سر ز بزمش تافتم چندان که خود را سوختم
سرکشی تا چند چون شمعم وبال تن شود؟ ۳
عاشق دیوانه خودداری نمیداند که چیست
هرکه شد بیگانه از خود آشنا با من شود ۴
دود غم بیرون نخواهد رفت از کاشانهام
گر سراسر سقف این غمخانه یک روزن شود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۵ - کسی کو عشقبازی پیشه دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۹۷ - رشک نام او زبانم را ز غیرت لال کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.