خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و وفاداری سخن میگوید. شاعر از عشق به معشوق، درد هجران، و وفاداری بیپایان خود مینالد. او از تأثیر عشق بر دل و دیدهاش میگوید و یادآور میشود که همهچیز خود را وقف معشوق کرده است. همچنین، اشارهای به ناکامیها و جستوجوی بیثمر در زندگی دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۱۹۳ - آیینه ما تا ز رخت عکس نما بود
آیینه ما تا ز رخت عکس نما بود
روی دل خلق از همه سو جانب ما بود ۱
شکرانه وصل تو چو دی جان نسپردیم
امروز ز هجر آنچه کشیدیم سزا بود ۲
با عشق تو روزی که دلم عهد وفا بست
این دیده که امروز رقیب است، کجا بود؟ ۳
تا پیکرم از آتش مهر تو برافروخت
چون آینه هرجا که شدم نور صفا بود ۴
چون جور به گرد دل خوبان همه گشتم
چیزی که به خاطر نرساندند وفا بود ۵
ای لالهرخان حال دل و دیده چه پرسید
تا بود مرا دیده و دل وقف شما بود ۶
روزی گذرم بر وطن کوهکن افتاد
از تیشه هنوزش به دل سنگ صدا بود ۷
گشتیم بسی در چمن طالع قدسی
آن گل که نرویید در او مهر و وفا بود ۸
روی دل خلق از همه سو جانب ما بود ۱
شکرانه وصل تو چو دی جان نسپردیم
امروز ز هجر آنچه کشیدیم سزا بود ۲
با عشق تو روزی که دلم عهد وفا بست
این دیده که امروز رقیب است، کجا بود؟ ۳
تا پیکرم از آتش مهر تو برافروخت
چون آینه هرجا که شدم نور صفا بود ۴
چون جور به گرد دل خوبان همه گشتم
چیزی که به خاطر نرساندند وفا بود ۵
ای لالهرخان حال دل و دیده چه پرسید
تا بود مرا دیده و دل وقف شما بود ۶
روزی گذرم بر وطن کوهکن افتاد
از تیشه هنوزش به دل سنگ صدا بود ۷
گشتیم بسی در چمن طالع قدسی
آن گل که نرویید در او مهر و وفا بود ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۲ - ز مژگان بوالهوس را در غمت کی خون به بار آید؟
گوهر بعدی:شماره ۱۹۴ - از خمار زخم دل تا چند درد سر کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.