خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان احساسات غمانگیز و عاشقانه میپردازد. شاعر از درد فراق و نبود معشوق سخن میگوید و با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، مانند یعقوب، ایوب، نرگس، و خس و خاشاک، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، اشارههایی به صبر، عشق، و رنجهای عاشقانه دارد.
متن دارای مضامین عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و اشارات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۱۶۰ - کنعانی ما را غم یعقوب نباشد
کنعانی ما را غم یعقوب نباشد
تا چند کند صبر، دل ایوب نباشد ۱
نرگس که سر افکنده به پیش، آفت دلهاست
کی دل برد آن دیده که محجوب نباشد ۲
در دیده خلد رنگ گلم چون خس و خاشاک
در گلشن اگر جلوه محبوب نباشد ۳
هرجا که بود یار، رسد سیل سرشکم
پیغام مرا واسطه مکتوب نباشد ۴
دل را به خیال غمش ای غیر چه داری؟
با صورت زشت آینه مطلوب نباشد ۵
رو دامن غم گیر که سیلیخور شرم است
هر دل که به این سلسله منسوب نباشد ۶
قدسی به طواف دلم آمد غم مجنون
این لطف، سزای من مجذوب نباشد ۷
تا چند کند صبر، دل ایوب نباشد ۱
نرگس که سر افکنده به پیش، آفت دلهاست
کی دل برد آن دیده که محجوب نباشد ۲
در دیده خلد رنگ گلم چون خس و خاشاک
در گلشن اگر جلوه محبوب نباشد ۳
هرجا که بود یار، رسد سیل سرشکم
پیغام مرا واسطه مکتوب نباشد ۴
دل را به خیال غمش ای غیر چه داری؟
با صورت زشت آینه مطلوب نباشد ۵
رو دامن غم گیر که سیلیخور شرم است
هر دل که به این سلسله منسوب نباشد ۶
قدسی به طواف دلم آمد غم مجنون
این لطف، سزای من مجذوب نباشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۹ - فلک ز کین به مه فتنهجوی من ماند
گوهر بعدی:شماره ۱۶۱ - تا لبت را میل سوی باده و پیمانه شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.