خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، احساسات عمیق شاعر را نسبت به معشوق و جهان هستی بیان میکند. شاعر از عشق، شوق، درد و رنج خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد که در قلب او جای گیرد. همچنین، او از طبیعت و عناصر آن مانند شمع، بلبل و گل برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته در شعر ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند.
شماره ۱۵۹ - فلک ز کین به مه فتنهجوی من ماند
فلک ز کین به مه فتنهجوی من ماند
ز مهر، طبع محبت به خوی من ماند ۱
لب تو آب حیات است، در دلم منشین
که خون شود می اگر در سبوی من ماند ۲
دمی ز جاذبه شوق من خبر یابی
که بگذری تو و چشمت به سوی من ماند ۳
هلاک سرکشی شمع محفلم کاین طرز
به آشنایی بیگانه خوی من ماند ۴
به رهگذار تو زان روی خاک راه شدم
که نقش پای تو شاید به روی من ماند ۵
به گوش گل نکند جا، فغانت ای بلبل
حدیث شوق تو با گفتگوی من ماند ۶
نشان خویش دگر گم نمیکنم قدسی
مباد پیک غم از جستجوی من ماند ۷
ز مهر، طبع محبت به خوی من ماند ۱
لب تو آب حیات است، در دلم منشین
که خون شود می اگر در سبوی من ماند ۲
دمی ز جاذبه شوق من خبر یابی
که بگذری تو و چشمت به سوی من ماند ۳
هلاک سرکشی شمع محفلم کاین طرز
به آشنایی بیگانه خوی من ماند ۴
به رهگذار تو زان روی خاک راه شدم
که نقش پای تو شاید به روی من ماند ۵
به گوش گل نکند جا، فغانت ای بلبل
حدیث شوق تو با گفتگوی من ماند ۶
نشان خویش دگر گم نمیکنم قدسی
مباد پیک غم از جستجوی من ماند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۸ - از کینه هیچکس گر هم بر جبین ندید
گوهر بعدی:شماره ۱۶۰ - کنعانی ما را غم یعقوب نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.