خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که دو چیز را از خدا خواسته است: کوتاهی عمر دشمن و افزایش ثروت خود. او میخواهد هم ثروتمند شود و هم جایگاهش بالاتر از دشمن باشد. خداوند هر دو خواسته را به لطف خود برآورده کرده است. شاعر تأکید میکند که نباید از سعادت خود کم گذاشت.
متن دارای مفاهیم نسبتاً پیچیده مانند دعا، آرزوهای شخصی و رقابت با دشمن است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از واژگان و ساختارهای ادبی قدیمی ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
شماره ۲۸۳ - دو چیز من بدعا خواستم همی ز خدای
دو چیز من بدعا خواستم همی ز خدای
کمیّ عمر عدو و فزونی زر تو ۱
یکی بدان که توانگر شوم ز نعمت تو
یکی بدان که شود بیش رتبتم بر تو ۲
خدای هر دو به اقبال تو میسّر کرد
چنان که بود مراد و هوای چاکر تو ۳
اگر چه حال دعا گو تفاوتی بنکرد
از آنچه بود مکن کم سعادت سر تو ۴
کمیّ عمر عدو و فزونی زر تو ۱
یکی بدان که توانگر شوم ز نعمت تو
یکی بدان که شود بیش رتبتم بر تو ۲
خدای هر دو به اقبال تو میسّر کرد
چنان که بود مراد و هوای چاکر تو ۳
اگر چه حال دعا گو تفاوتی بنکرد
از آنچه بود مکن کم سعادت سر تو ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۸۲ - وله ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۸۴ - ایضاً له
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.