خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید. او از رنجهای عشق، شیفتگی به معشوق و دوری از شادیهای دنیوی مینالد. همچنین، از هوس و آرزوهایش نسبت به معشوق و تأثیرات عمیق این عشق بر زندگی خود یاد میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و دیوانگی ناشی از آن ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۱۵ - روی بنمای که دیوانه شدم
روی بنمای که دیوانه شدم
رحمتی، کز غمت افسانه شدم ۱
شمع رخسار تو نادیده تمام
من دل سوخته پروانه شدم ۲
آشناییّ غمت بود سبب
کز همه شادی بیگانه شدم ۳
باغم دل شکنت در پنجه
من بی دل که چه مردانه شدم ۴
دام زلف تو ندیدم بر راه
ناگهان شیفتة دانه شدم ۵
آرزوی لب میگویم خاست
نزگزافی سوی میخانه شدم ۶
هوس زلف چو ز نجیرم کرد
نه ز بی عقلی دیوانه شدم ۷
رحمتی، کز غمت افسانه شدم ۱
شمع رخسار تو نادیده تمام
من دل سوخته پروانه شدم ۲
آشناییّ غمت بود سبب
کز همه شادی بیگانه شدم ۳
باغم دل شکنت در پنجه
من بی دل که چه مردانه شدم ۴
دام زلف تو ندیدم بر راه
ناگهان شیفتة دانه شدم ۵
آرزوی لب میگویم خاست
نزگزافی سوی میخانه شدم ۶
هوس زلف چو ز نجیرم کرد
نه ز بی عقلی دیوانه شدم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴ - دروغ بود که من در غمت صبور شدم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶ - عید کنون عید شد که روی تو دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.