خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از دیدار با معشوق و تجربه‌های عاشقانه خود سخن می‌گوید. او از رنج‌های فراق، گوشه‌گیری از دنیا، و تجربه‌های روحانی خود می‌نویسد. در نهایت، به رهایی از نام و ننگ اشاره می‌کند و عاقبت خود را به تقدیر می‌سپارد.

متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و گوشه‌گیری نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۸۳۲ - باز رسیدم جمالِ دوست بدیدم

باز رسیدم جمالِ دوست بدیدم
وز لبِ شیرینِ او به کام رسیدم ۱

در عرصاتِ شبِ فراق معیّن
روزِ قیامت هزار بار بدیدم ۲

باز نیارم به صد هزار زبان گفت
آن چه من از جورِ روزگار کشیدم ۳

تا همه روها کنم به روی دل آرام
گوشۀ عزلت ز کاینات گزیدم ۴

گر بگذارد زمانه مدّتِ باقی
کنجی و یاری نشست و جامِ نبیدم ۵

قامتِ او دیدم و قامتِ خود را
در همه آفاق صور عشق دمیدم ۶

باز نگویم که بر زبان نتوان راند
آن چه به گوشِ مکاشفات شنیدم ۷

عاقبتم چون نسیجِ جند ره دادند
بر خود اگرچه چو کرمِ پیله تنیدم ۸

بالغِ دردم که در مشیمۀ فطرت
شیر ز پستان بدوِ کون مکیدم ۹

ماءِ معین بود چون ز چشمۀ حیوان
بالله اگر بشنی وگرنه شمیدم ۱۰

بیش نگویم ز نام و ننگِ نزاری
عاقبت از نام و ننگِ او برهیدم ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۳۱ - یک شبی تا روز با تو خلوتی می بایدم
گوهر بعدی:شماره ۸۳۳ - هزار شکر که خود را امیدوار بدیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.