خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق، فراق، درد و رنج است. شاعر از یاد معشوق، غم فرزندان دیگران، و ناکامی‌های خود سخن می‌گوید و به سرنوشت و تقدیر اشاره می‌کند. او همچنین از بی‌توجهی دیگران به نصیحت‌ها و گرفتاری در دام عشق شکایت دارد.

متن دارای مضامین عاطفی عمیق، غم و اندوه، و اشاره به مفاهیم پیچیده مانند تقدیر و عشق است که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به درک ادبی و عاطفی بالاتری دارند.

مشاهده کامل

شماره ۸۲۰ - یادِ آن کس که نرفته ست دمی از یادم

یادِ آن کس که نرفته ست دمی از یادم
شادیِ جان کسی کز غم او دل شادم ۱

نازنینی که اگر سرو چو گل در قدمش
می فتد می رود از پیش که من آزادم ۲

آشتی می کند و جنگ ز سر می گیرد
ناشنو می کند و می شنود فریادم ۳

گر به دیدارِ من آید بکشم در پایش
جانِ شیرین که چو فرهاد فدایش بادم ۴

یک نظر کردم و در دستِ ملامت ماندم
یک قدم رفتم و در دامِ بلا افتادم ۵

خود قضا را نظرم بر طرفی می افتد
که دلم می رود ار دیده ز هم بگشادم ۶

غمِ فرزندِ کسان چند خورم واویلاه
تا من از مادرِ فطرت به چه طالع زادم ۷

تا چرا منع همی کرد ز مطرب پدرم
تا چرا چنگ نیاموخت مرا استادم ۸

جگرم خون شد و باطن به کسی ننمودم
ظاهرش آن که ز سر شیفتگی بنهادم ۹

ایّها النّاس چه حاصل ز نصیحت کردن
که ازین گوش بدان می گذرد چون بادم ۱۰

چند گویند نزاری بنه از سر سودا
هر چه آید به سرم تن به قضا در دادم ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۱۹ - به فلک می رسد از فرقتِ تو فریادم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۱ - آن شب که وداعِ یار کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.