خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات شاعر در شب وداع با معشوق است. او از مستی باده و خمار هجران میگوید، از شبهای بهشت و جهنمگونهاش سخن میراند، و از مجاهدتهایش برای دیدار یار یاد میکند. شاعر به توصیههای یارش اشاره میکند و تأکید میکند که دوست را خوار نشمرده است.
مفاهیم عمیق عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و واژگان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند هجران و غربت نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۸۱۲ - شبِ وداع که جانانه را کنار گرفتم
شبِ وداع که جانانه را کنار گرفتم
به بر گرفته میانش ازو کنار گرفتم ۱
سرم ز بادۀ دوشینه مست بود ولیکن
همین که روز شد از هجرِ او خمار گرفتم ۲
شبی چو دوش و چو امشب شبِ بهشت و جهنّم
ز روزگار هنوز امشب اعتبار گرفتم ۳
تو آن مبین که شبی بهره از مشاهدۀ او
پس از مجاهدۀ چند روزگار گرفتم ۴
قیاس کن که برون کرده از بهشتِ برینم
به اختیار چنین ترکِ اختیار گرفتم ۵
به رمز گفت ز هجران من بدیع نماید
که جان بری و همین نکته یادگار گرفتم ۶
چو یار گفت سفر کن نزاریا به ضرورت
چه کردمی ره غربت به اضطرار گرفتم ۷
چو نیک می نگرم راست گفت یارِ عزیزم
حدیثِ دوست تصوّر مکن که خوار گرفتم ۸
به بر گرفته میانش ازو کنار گرفتم ۱
سرم ز بادۀ دوشینه مست بود ولیکن
همین که روز شد از هجرِ او خمار گرفتم ۲
شبی چو دوش و چو امشب شبِ بهشت و جهنّم
ز روزگار هنوز امشب اعتبار گرفتم ۳
تو آن مبین که شبی بهره از مشاهدۀ او
پس از مجاهدۀ چند روزگار گرفتم ۴
قیاس کن که برون کرده از بهشتِ برینم
به اختیار چنین ترکِ اختیار گرفتم ۵
به رمز گفت ز هجران من بدیع نماید
که جان بری و همین نکته یادگار گرفتم ۶
چو یار گفت سفر کن نزاریا به ضرورت
چه کردمی ره غربت به اضطرار گرفتم ۷
چو نیک می نگرم راست گفت یارِ عزیزم
حدیثِ دوست تصوّر مکن که خوار گرفتم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۱ - دردا که سی ز عمر به غفلت گذاشتم
گوهر بعدی:شماره ۸۱۳ - ترا نادیده مهرت بر گرفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.