خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از شکستن توبه و بازگشت به مینوشی و مستی سخن میگوید. او از کنار گذاشتن ظواهر زاهدانه و پیوستن به دوست (معشوق یا خدا) میگوید و بیان میکند که با وجود اتهامات و نامنهادنهای دیگران، به آرامش رسیده و غم دنیا را نمیخورد.
متن شامل مفاهیم عرفانی و شرابوشاهد است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، اشاره به مستی و کنار گذاشتن توبه ممکن است نیاز به درک بالاتری از مفاهیم ادبی و عرفانی داشته باشد.
شماره ۸۰۶ - بیار باده به من ده که توبه بشکستم
بیار باده به من ده که توبه بشکستم
اگرچه من ز الستِ ازل چنین مستم ۱
ز بامِ گنبد نه تشت آسمانِ غرور
فرو فتادم و تاسِ وجود بشکستم ۲
کلاهِ تقیه و دستارِ زاهدی از سر
فرو نهادم و زنّار بر میان بستم ۳
شراب و شاهد و آوازِ چنگ و من راغب
صلایِ نوش برآمد به طبع بنشستم ۴
گوشِ من برسد ترجمانِ باد صبا
نه حرفِ پیر که از خانقه برون جستم ۵
حسود اگر چه خراباتی ام نام نهاد
ز ننگِ محتسب غلتبوس وارستم ۶
ز توبه توبه کنم چون درین روش که منم
به توبه کردنِ کلّی نمی دهد دستم ۷
اگر تمامتِ خلقِ جهان ز من ببرند
چه باک دارم از آن چون به دوست پیوستم ۸
غمِ بروتِ نزاری نمی خورم نه مگر
که در جهان غم ریشِ کسی دگر هستم ۹
اگرچه من ز الستِ ازل چنین مستم ۱
ز بامِ گنبد نه تشت آسمانِ غرور
فرو فتادم و تاسِ وجود بشکستم ۲
کلاهِ تقیه و دستارِ زاهدی از سر
فرو نهادم و زنّار بر میان بستم ۳
شراب و شاهد و آوازِ چنگ و من راغب
صلایِ نوش برآمد به طبع بنشستم ۴
گوشِ من برسد ترجمانِ باد صبا
نه حرفِ پیر که از خانقه برون جستم ۵
حسود اگر چه خراباتی ام نام نهاد
ز ننگِ محتسب غلتبوس وارستم ۶
ز توبه توبه کنم چون درین روش که منم
به توبه کردنِ کلّی نمی دهد دستم ۷
اگر تمامتِ خلقِ جهان ز من ببرند
چه باک دارم از آن چون به دوست پیوستم ۸
غمِ بروتِ نزاری نمی خورم نه مگر
که در جهان غم ریشِ کسی دگر هستم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۵ - یک امشبی که به خدمت به باده بنشستم
گوهر بعدی:شماره ۸۰۷ - آوازه در افتاد که من توبه شکستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.