خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر درد و رنج عاشقی است که از معشوق خود دور افتاده و به رغم تمام سختیها و جفاها، وفاداری خود را حفظ میکند. شاعر از عشق ناگزیر، اسارت در دام معشوق، و بیاعتنایی به دنیا و نام و ننگ سخن میگوید.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و جفا ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۷۲ - کسی که هم چو من از پیش یار بگریزد
کسی که هم چو من از پیش یار بگریزد
سزا همین بودش کز دو دیده خون ریزد ۱
غبارناکم از او ور نه بیم دشمن نیست
که مبتلای حبیب از بلا نپرهیزد ۲
ضرورت است گرفتار عشق را که جفا
به اختیار تحمل کند نه بستیزد ۳
نه ممکن است خلاصی به هیچ وجه آن را که
به دام زلف کمند افکنی در آویزد ۴
کسی که ذوق مقامات عشق یابد باز
محال باشد اگر باهوس در آمیزد ۵
محبّ صادق اگر خاک می شود ایام
ز کوی دوست به طوفانش برنینگیزد ۶
غلام همت آنم که در وفای کسی
فرو نشیند و از نام و ننگ برخیزد ۷
علم به کوی خرابات میزنند زین پس
نزاریی که دم از عالم صفا میزد ۸
سزا همین بودش کز دو دیده خون ریزد ۱
غبارناکم از او ور نه بیم دشمن نیست
که مبتلای حبیب از بلا نپرهیزد ۲
ضرورت است گرفتار عشق را که جفا
به اختیار تحمل کند نه بستیزد ۳
نه ممکن است خلاصی به هیچ وجه آن را که
به دام زلف کمند افکنی در آویزد ۴
کسی که ذوق مقامات عشق یابد باز
محال باشد اگر باهوس در آمیزد ۵
محبّ صادق اگر خاک می شود ایام
ز کوی دوست به طوفانش برنینگیزد ۶
غلام همت آنم که در وفای کسی
فرو نشیند و از نام و ننگ برخیزد ۷
علم به کوی خرابات میزنند زین پس
نزاریی که دم از عالم صفا میزد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۱ - این همه فتنه از آن سرو خرامان خیزد
گوهر بعدی:شماره ۴۷۳ - می به کسی ده که قدر می بشناسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.