خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه، صبر و امید در برابر فراق و تقدیر است. شاعر از غم هجران میگوید و امیدوار است که تقدیر به وصال بینجامد. همچنین، اشارهای به تسلیم در برابر قضا و قدر دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه، غم و اندوه، و پذیرش تقدیر است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. درک این مضامین نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۴۶۲ - دلی که پیشِ غم از صابری سپر سازد
دلی که پیشِ غم از صابری سپر سازد
غذایِ دل مگر از گوشۀ جگر سازد ۱
به رنجِ هجرِ تو در ساختم چو ممکن نیست
که با کسی به مدارا غمِ تو در سازد ۲
دلِ زمانه بسوزد ز سوزِ من چو دلم
نوایِ عشقِ تو با نالۀ سحر سازد ۳
مرا به عشقِ تو تقدیرِ چرخ راه نمود
اگر نه عقل ز پیشِ بلا حذر سازد ۴
ولی چو حکمِ قضایِ سپهر نازل شد
گمان مبر که کسی دافعِ قدر سازد ۵
دلم وصالِ ترا باز اگر اجل برسد
به هر حیل که بود چارۀ دگر سازد ۶
اگر چه کار نزاری زمانه با تو نساخت
امیدوارم آری خدا مگر سازد ۷
غذایِ دل مگر از گوشۀ جگر سازد ۱
به رنجِ هجرِ تو در ساختم چو ممکن نیست
که با کسی به مدارا غمِ تو در سازد ۲
دلِ زمانه بسوزد ز سوزِ من چو دلم
نوایِ عشقِ تو با نالۀ سحر سازد ۳
مرا به عشقِ تو تقدیرِ چرخ راه نمود
اگر نه عقل ز پیشِ بلا حذر سازد ۴
ولی چو حکمِ قضایِ سپهر نازل شد
گمان مبر که کسی دافعِ قدر سازد ۵
دلم وصالِ ترا باز اگر اجل برسد
به هر حیل که بود چارۀ دگر سازد ۶
اگر چه کار نزاری زمانه با تو نساخت
امیدوارم آری خدا مگر سازد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۱ - یارِ ما ولوله در عالمِ راز اندازد
گوهر بعدی:شماره ۴۶۳ - آن ترک که با ما قدم از صدق و صفا زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.