خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا بیانگر اشتیاق شدید شاعر به ملاقات با معشوق و توصیف حالات روحی و عرفانی اوست. شاعر از عشق، رقابت با خیالات، و مناجات با معشوق سخن میگوید و به مفاهیمی مانند همت، ارادت، و حقیقت اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی و بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۰۳ - گر دگر باره مرا با تو ملاقات افتد
گر دگر باره مرا با تو ملاقات افتد
اتّفاقی عجب از محضِ کرامات افتد ۱
با رقیبانِ خیالت که نگه بانِ من اند
هر شبم بر سرِ کویِ تو مقالات افتد ۲
بر من آخر چه ملامت که ملک در ملکوت
در سجود از پیِ وصلت به مناجات افتد ۳
همّت آن است که از جانبِ ما میل کنی
هیچ باشد که ارادت به سویِ مات افتد ۴
زاهد آن است که از راهِ حقیقت چون من
از صوامع به در آید به خرابات افتد ۵
عشق می ورز نزاری که بباید کوشید
در مهمّی که مهمّ تر ز مهمّات افتد ۶
اتّفاقی عجب از محضِ کرامات افتد ۱
با رقیبانِ خیالت که نگه بانِ من اند
هر شبم بر سرِ کویِ تو مقالات افتد ۲
بر من آخر چه ملامت که ملک در ملکوت
در سجود از پیِ وصلت به مناجات افتد ۳
همّت آن است که از جانبِ ما میل کنی
هیچ باشد که ارادت به سویِ مات افتد ۴
زاهد آن است که از راهِ حقیقت چون من
از صوامع به در آید به خرابات افتد ۵
عشق می ورز نزاری که بباید کوشید
در مهمّی که مهمّ تر ز مهمّات افتد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۲ - مرا دلی ست که هر لحظه در بلا افتد
گوهر بعدی:شماره ۴۰۴ - دلم به دامِ تمنّایِ عشق چند افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.