خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه بیانگر وفاداری و عشق بیقید و شرط شاعر به معشوق است. شاعر تأکید میکند که هرگز به جای معشوق، جفا نکرده و با وجود جفاهای معشوق، تنها وفا میکند. او حتی حاضر است جان خود را فدای معشوق کند و بهشت بدون رضایت معشوق را جهنم میداند. شاعر هر روز به امید دیدار معشوق، سجده میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فداکاری شدید و عشق بیقید و شرط ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل داشته باشند.
شماره ۴۴ - جانا جفا نکردم هرگز به جای تو
جانا جفا نکردم هرگز به جای تو
کارم به جان رسید زجور و جفای تو ۱
هرچند جز جفا نکنی تو به جای من
حقا که جز وفا نکنم من به جای تو ۲
دل بردهای اگر ببری جان روا بود
زیرا که جان نخواهم جز از برای تو ۳
ور صد هزار جان بودای دوست مرمرا
من وقف کردهام به دعا و ثنای تو ۴
من بیرضای تو نکنم عیش در بهشت
حاشا که دوزخ است مرا بیرضای تو ۵
هر روز بر امید جمالت هزار بار
سجدهکنم به پیش سریر و سرای تو ۶
کارم به جان رسید زجور و جفای تو ۱
هرچند جز جفا نکنی تو به جای من
حقا که جز وفا نکنم من به جای تو ۲
دل بردهای اگر ببری جان روا بود
زیرا که جان نخواهم جز از برای تو ۳
ور صد هزار جان بودای دوست مرمرا
من وقف کردهام به دعا و ثنای تو ۴
من بیرضای تو نکنم عیش در بهشت
حاشا که دوزخ است مرا بیرضای تو ۵
هر روز بر امید جمالت هزار بار
سجدهکنم به پیش سریر و سرای تو ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - بار دیگر باز گرم افتادم اندر کار او
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - عمری گذاشتم صنما در وفای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.