خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و وفاداری خود سخن میگوید و از جفاهایی که در این راه متحمل شده است شکایت میکند. او با وجود تمام رنجها، همچنان به عشق خود پایبند است و خود را مانند ذرهای در هوای معشوق میداند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۵ - عمری گذاشتم صنما در وفای تو
عمری گذاشتم صنما در وفای تو
وز صد هزارگونه کشیدم جفای تو ۱
آن چیست از جفا که نکردی به جای من
وان چیست از وفا که نکردم به جای تو ۲
مسکین دلمگر از تو کشیدست صد جفا
یک دم زدن سُتُه نشدست از وفای تو ۳
گویند مردمان که بود ذره در هوا
من لاجرم چو ذره شدم در هوای تو ۴
در عشق تو بنالم از چشم خویشتن
کاین چشم من فکند مرا در بلای تو ۵
وز صد هزارگونه کشیدم جفای تو ۱
آن چیست از جفا که نکردی به جای من
وان چیست از وفا که نکردم به جای تو ۲
مسکین دلمگر از تو کشیدست صد جفا
یک دم زدن سُتُه نشدست از وفای تو ۳
گویند مردمان که بود ذره در هوا
من لاجرم چو ذره شدم در هوای تو ۴
در عشق تو بنالم از چشم خویشتن
کاین چشم من فکند مرا در بلای تو ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - جانا جفا نکردم هرگز به جای تو
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - ای خوبتر ز یوسف ز این خوبتر مشو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.