خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر در این متن از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه دیدار و گفتار معشوق، جهان را برایش زیبا می‌سازد. او از ناتوانی خود در برابر این عشق و اشتیاق فراوان به معشوق می‌گوید و آرزو می‌کند که بتواند هر شب مهمان معشوق باشد تا از گفتار او بهره‌مند شود.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیق‌تر از شعر و احساسات آن نیاز به بلوغ فکری دارد که معمولاً از سن 15 سالگی به بعد ایجاد می‌شود.

مشاهده کامل

شماره ۴۳ - بار دیگر باز گرم افتادم اندر کار او

بار دیگر باز گرم افتادم اندر کار او
باز نشکیبم همی یکساعت از دیدار او ۱

گر مرا بینی عجب مانی فرو درکار من
تا دگر باره چرا عاجز شدم درکار او ۲

هر شبی‌ گویم‌ که مهمان آرمش ا‌برخوان‌ا خویش
تا مگرگیرم زمانی بهره ازگفتار او ۳

بازگویم کز دو چشم من جهان پرگل شود
چون زمین پرگل شود مشکل شود رفتار او ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۲ - بربود روزگار تو را از کنار من
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - جانا جفا نکردم هرگز به جای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.