خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و فداکاری بیحد شاعر به معشوق است. شاعر بارها تأکید میکند که حاضر است هزاران بار برای معشوق بمیرد و مرگ در راه عشق را سعادتی بزرگ میداند. او از حالات روحی خود در برابر معشوق سخن میگوید و مرگ در راه عشق را برتر از زندگی بدون آن میداند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فداکاری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، تأکید مکرر بر موضوع مرگ ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامناسب باشد.
غزل ۲۹۹ - اگر برای تو مردن، چه باک از آن مردن؟
اگر برای تو مردن، چه باک از آن مردن؟
هزار بار برای تو می توان مردن ۱
به روز وصل تو دانی که چیست حالت ما؟
نفس نفس به تو دیدن، زمان زمان مردن ۲
زمان عشق و جوانیست مرگ من مطلب
که مشکلست به صد آرزو جوان مردن ۳
بر آستان تو جان میدهم، چه بهتر ازین؟
سعادتست بر آن خاک آستان مردن ۴
خدای را، که دگر ناگهان برون مخرام
وگرنه پیش تو خواهیم ناگهان مردن ۵
تو و گرفتن تیر و کمان به قصد شکار
من و ز دیدن آن تیر و آن کمان مردن ۶
به خاک پای تو مردن حیات اهل دلست
هزار جان هلالی فدای آن مردن ۷
هزار بار برای تو می توان مردن ۱
به روز وصل تو دانی که چیست حالت ما؟
نفس نفس به تو دیدن، زمان زمان مردن ۲
زمان عشق و جوانیست مرگ من مطلب
که مشکلست به صد آرزو جوان مردن ۳
بر آستان تو جان میدهم، چه بهتر ازین؟
سعادتست بر آن خاک آستان مردن ۴
خدای را، که دگر ناگهان برون مخرام
وگرنه پیش تو خواهیم ناگهان مردن ۵
تو و گرفتن تیر و کمان به قصد شکار
من و ز دیدن آن تیر و آن کمان مردن ۶
به خاک پای تو مردن حیات اهل دلست
هزار جان هلالی فدای آن مردن ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۸ - جان بحسرت نتوان بی رخ جانان دادن
گوهر بعدی:غزل ۳۰۰ - خط ریحانش رقم بر نسترن خواهد زدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.