خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از غم‌ها و دردهای دل شکسته خود می‌گوید و از ترس واکنش معشوق، در بیان احساساتش مردد است. او از فراق و حالت نزع روان رنج می‌برد و آرزو می‌کند جان از تن بیرون کند. شاعر از بی‌چاره‌گی خود و ناتوانی در تسکین دردهایش می‌نالد و در نهایت، اشک‌هایش را به هلال ماه تشبیه می‌کند که می‌تواند رنگ زرد ماه را گلگون کند.

متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غمگینانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، اشاره به «حالت نزع روان» و آرزوی مرگ نیاز به درک عاطفی بالاتری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۵۶ - با تو خواهم شرح غمهای دل محزون کنم

با تو خواهم شرح غمهای دل محزون کنم
لیک از خوی تو میترسم، ندانم چون کنم؟ ۱

چند دارم در فراقش حالت نزع روان؟
کاشکی! یکبارگی جان را ز تن بیرون کنم ۲

من به این دل بس نمی آیم، ندانم چاره چیست؟
تا به چند افسانه گویم؟ تا به کی افسون کنم؟ ۳

گر به دامان فلک ریزم، هلالی، اشک خود
رنگ زرد ماه را همچون شفق گلگون کنم ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۵ - خود را نشان ناوک بد خوی خود کنم
گوهر بعدی:غزل ۲۵۷ - دل را ز چاک سینه توانم برون کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.