خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید و درد دوری از معشوق را بیان میکند. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند موی به عنوان زبان غم و خاک شدن از غبار غیر، احساسات خود را توصیف میکند و آرزوی نزدیکی به معشوق را دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۵۵ - خود را نشان ناوک بد خوی خود کنم
خود را نشان ناوک بد خوی خود کنم
رویش، بدین بهانه، مگر سوی خود کنم ۱
هر موی من هزار زبان باد در غمش
تا من حکایت از غم یک موی خود کنم ۲
تا در حریم کوی تو پهلو نهاده ام
هر دم هزار عیش ز پهلوی خود کنم ۳
شبها، که سر گران شوم از ساغر فراق
بالین خود هم از سر زانوی خود کنم ۴
آیینه وار خاک شدم از غبار غیر
باشد که روی او طرف روی خود کنم ۵
امشب ز وصف غیر، هلالی، خموش باش
تا من سخن ز ماه سخن گوی خود کنم ۶
رویش، بدین بهانه، مگر سوی خود کنم ۱
هر موی من هزار زبان باد در غمش
تا من حکایت از غم یک موی خود کنم ۲
تا در حریم کوی تو پهلو نهاده ام
هر دم هزار عیش ز پهلوی خود کنم ۳
شبها، که سر گران شوم از ساغر فراق
بالین خود هم از سر زانوی خود کنم ۴
آیینه وار خاک شدم از غبار غیر
باشد که روی او طرف روی خود کنم ۵
امشب ز وصف غیر، هلالی، خموش باش
تا من سخن ز ماه سخن گوی خود کنم ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۴ - هر شبی گویم که: فردا ترک این سودا کنم
گوهر بعدی:غزل ۲۵۶ - با تو خواهم شرح غمهای دل محزون کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.