خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و غمهای ناشی از آن میگوید. او بیان میکند که چگونه دلش به سمت معشوق کشیده شده و از رشک و غم رنج میبرد. با وجود تلاش برای رهایی از این درد، غم همچنان در جانش باقی میماند. او حتی از دیوانگی و جنون عشق سخن میگوید و آرزو میکند تا با وصلت معشوق، از این حالت رها شود.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند رشک، خونریزی دل و دیوانگی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۵۷ - دل را ز چاک سینه توانم برون کنم
دل را ز چاک سینه توانم برون کنم
غم را ز دل برون نتوان کرد، چون کنم؟ ۱
خواهم ز دل برون کنم این درد را ولی
در جان درون شود اگر از دل برون کنم ۲
هر محنت از تو موجب چندین محبتست
محنت زیاده کن، که محبت فزون کنم ۳
دل جانب تو آمد و خون کردمش ز رشک
از من عجب مدار که از رشک خون کنم ۴
از رشک خون غیر، که بر دامنت رسد
هر دم ز گریه دامن خود لاله گون کنم ۵
کارم، شبی که بی تو به دیوانگی کشد
افسانه تو گویم و خود را فسون کنم ۶
دیوانه شد هلالی و زنجیرش آرزوست
گیسوی او کجاست؟ که رفع جنون کنم ۷
غم را ز دل برون نتوان کرد، چون کنم؟ ۱
خواهم ز دل برون کنم این درد را ولی
در جان درون شود اگر از دل برون کنم ۲
هر محنت از تو موجب چندین محبتست
محنت زیاده کن، که محبت فزون کنم ۳
دل جانب تو آمد و خون کردمش ز رشک
از من عجب مدار که از رشک خون کنم ۴
از رشک خون غیر، که بر دامنت رسد
هر دم ز گریه دامن خود لاله گون کنم ۵
کارم، شبی که بی تو به دیوانگی کشد
افسانه تو گویم و خود را فسون کنم ۶
دیوانه شد هلالی و زنجیرش آرزوست
گیسوی او کجاست؟ که رفع جنون کنم ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۶ - با تو خواهم شرح غمهای دل محزون کنم
گوهر بعدی:غزل ۲۵۸ - آهم شنید و رنجه شد آن ماه چون کنم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.