خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دل‌بستگی به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که همه چیز در برابر عشق بی‌اهمیت است. او از رهایی از دنیا و مشغولیت‌های آن سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که تنها صحبت و حضور یار برایش ارزشمند است. همچنین، شاعر از درد و رنج عشق و تأثیر آن بر دل عاشق می‌گوید.

متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۱۱ - عاشقان را نه گل و باغ و بهارست غرض

عاشقان را نه گل و باغ و بهارست غرض
همه سهلست، همین صحبت یارست غرض ۱

غرض آنست که: فارغ شوم از کار جهان
ور نه از گوشه میخانه چه کارست غرض؟ ۲

جان من، بی جهت این تندی و بدخویی چیست؟
گر نه آزار دل عاشق زارست غرض ۳

آفت دیده مردم ز غبارست ولی
دیده را از سر کوی تو غبارست غرض ۴

هوس دیدن گل نیست، هلالی، ما را
زین چمن جلوه آن لاله عذارست غرض ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۰ - وای! که جانم نشد از غم هجران خلاص
گوهر بعدی:غزل ۲۱۲ - گر من ز شوق خویش نویسم بیار خط
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.