خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از معشوق خود با تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق یاد می‌کند. او از ابرو، قامت، کوی و روی معشوق به عنوان نمادهایی از کمال و زیبایی یاد می‌کند و از دوری و بی‌توجهی معشوق شکایت دارد. همچنین، شاعر از غم‌های عشق و شب‌های بی‌قراری می‌گوید و دلشکستگی خود را بیان می‌کند.

متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۰۸ - ای کجی آموخته پیوسته از ابروی خویش

ای کجی آموخته پیوسته از ابروی خویش
راستی هم یادگیر از قامت دلجوی خویش ۱

کعبه ما کوی تست، از کوی خود ما را مران
قبله ما روی تست، از ما مگردان روی خویش ۲

سر به بالین فراغت هر کسی شب تا به روز
ما و غمهای تو و سر بر سر زانوی خویش ۳

شب چو بر خاک درت پهلو نهادم گفت دل:
من ز پهلوی تو در عیشم، تو از پهلوی خویش ۴

چون هلالی را فلک سرگشته میدارد چنین
بی جهت مینالد از ماه هلال ابروی خویش ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۷ - ای شاه حسن، جور مکن بر گدای خویش
گوهر بعدی:غزل ۲۰۹ - مردم و خود را ز غمهای جهان کردم خلاص
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.