خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غزل است که در آن شاعر از عشق ناکام، درد فراق و نگاه جامعه به عاشق سخن میگوید. او از لب معشوق که به جای عشق، دشنام نصیبش شده، شکایت دارد و اشاره میکند که مستی او نه از می، که از عشق است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناکامی در عشق و نگاه جامعه نیاز به درک بالاتری از احساسات و روابط انسانی دارد.
غزل ۱۹۶ - کام از آن لب مشکل و ما را غم کامست و بس
کام از آن لب مشکل و ما را غم کامست و بس
کار ناکامان همین اندیشه خامست و بس ۱
با همه کس زان لب جان بخش می گویی سخن
آنچه از لعلت نصیب ماست دشنامست و بس ۲
هر سهی سروی لباس ناز را شایسته نیست
این قبا بر قد آن سرو گل اندامست و بس ۳
مست عشقم، روز و شب، ناخورده می، نادیده کام
خلق پندارند مستی از می و جامست و بس ۴
ننگ می آید، هلالی، خلق را از نام من
گوییا ننگ همه عالم درین نامست و بس ۵
کار ناکامان همین اندیشه خامست و بس ۱
با همه کس زان لب جان بخش می گویی سخن
آنچه از لعلت نصیب ماست دشنامست و بس ۲
هر سهی سروی لباس ناز را شایسته نیست
این قبا بر قد آن سرو گل اندامست و بس ۳
مست عشقم، روز و شب، ناخورده می، نادیده کام
خلق پندارند مستی از می و جامست و بس ۴
ننگ می آید، هلالی، خلق را از نام من
گوییا ننگ همه عالم درین نامست و بس ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۵ - کار من از جمله عالم همین عشقست و بس
گوهر بعدی:غزل ۱۹۷ - یار من با دگران یار شد، افسوس افسوس!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.