خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و دردهای ناشی از آن سخن می‌گوید. او خود را پادشاه اهل درد در میدان عشق می‌داند و از امیدها و آرزوهایش در این راه می‌گوید. همچنین، از فراق و تنهایی خود در غیبت معشوق شکایت می‌کند و تمایل شدید خود را برای فداکاری در راه عشق بیان می‌کند.

متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد و رنج عشق و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۹۵ - کار من از جمله عالم همین عشقست و بس

کار من از جمله عالم همین عشقست و بس
عالمی دارم، که در عالم ندارد هیچ کس ۱

پادشاه اهل دردم بر سر میدان عشق
من میان فتنه و خیل بلا از پیش و پس ۲

دست امیدم ز دامان وصالش کوتهست
وه! که جایی رفته ام کان جاندارم دسترس ۳

در جهان چیزی که دارم از سواد عشق او
یک دل و چندین تمنا، یک سرو چندین هوس ۴

آرزو دارم که: پیشت جان دهم، بهر خدا
یک نفس بنشین، که باقی نیست غیر از یک نفس ۵

این چنین برقی، که از نعل سمندت می جهد
بر سر راه تو خواهم سوختن چون خار و خس ۶

زار می نالد هلالی بی تو در کنج فراق
همچو آن بلبل که می نالد به زندان قفس ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۴ - عید شد، هر گوشه، خلقی ماه نو دارد هوس
گوهر بعدی:غزل ۱۹۶ - کام از آن لب مشکل و ما را غم کامست و بس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.